صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
مقدمهء مصحح 62
كسر أصنام الجاهلية ( فارسى )
علم أو به نظام أوفق است . پس از تقرير اين مطالب در ضمن « تلويح عرشي » بدين نكته اشاره مىكند كه حق أوّل باقتضاى مشيّتش ، كه عين ذات اوست ، بالأصالة افادهء جمال كرد وآن را ستود ؛ وزشتى بالتّبع حاصل شد ، وحق تعالى آن را تقبيح كرد واز آن منع فرمود . وأو در حقيقت زيباآفرين وستايشگر زيبائى است ودر معنى أو خود ، خود را مىستايد . در اين مقام از پيروان ذيمقراطيس كه قائل به اتّفاقند ونيز از اشاعره كه بتعبير وى عالم خلق را صادر از ارادهء جزافى مىپندارند خرده مىگيرد ؛ ودر ضمن تأكيد مىكند كه خداوند عالم را بحسب قضاى سابق كه علم كلّى است وقدر لاحق كه علم تفصيلي است به وجود آورده است . با عنوان « وهم وإزالة » اين وهم وپرسش را پيش مىكشد كه بنابراين ، چيزى از أمور ، خارج از قانون قضا وقدر إلهي نيست ؛ واين تفضيل وتفاوت كه در ميان مخلوقات وجود دارد اقتضاى قسمت أزلي است واين چگونه با عدل إلهي سازگار مىنمايد . امّا أو نه تنها به سؤال پاسخ نمىدهد ، بلكه سائل را شديدا سرزنش مىكند ، به اينكه تو وأمثال تو ، كه ساكن عالم پست الفاظيد واز ادراك حقيقت عظيم ومعاني بىبهرهايد ، حقّ چنين سؤالي را نداريد . وبراي راسخان در علم هم كه عالم به حقايق ومعاني هستند روا نيست با أمثال شما سخن بگويند ، بلكه تكليفي جز اين ندارند كه بگويند : « اسكتوا ، فما لهذا خلقتم ؛ لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ « 1 » » . با عنوان « تذكرة » يادآورى مىكند كه كسى كه در درك حقايق از بصيرت ثاقب برخوردار است ودر تخلّص ورهايى از مضايق وتنگناهاى علائق ووابستگيها قدمي راسخ دارد ، با چشم بصيرت نافذش حقيقت هر چيزى را مىبيند وبا بال همّت و
--> ( 1 ) سورهء أنبيا ( 21 ) ، آيهء 23 .